دانلود(بررسی زندگی امام زمان 0عج) و بررسی مهدیت در ادیان مختلف)

بررسی زندگی امام زمان 0عج) و بررسی مهدیت در ادیان مختلفبررسی زندگی امام زمان 0عج) و بررسی مهدیت در ادیان مختلف|30020009|apb42089550|
با سلام و درود خدمت خدمت شما پژوهشگر عزیز در این مطلب از سایت فایل با عنوان بررسی زندگی امام زمان 0عج) و بررسی مهدیت در ادیان مختلف هم اکنون آماده دریافت می باشد برای مشاهده جزئیات فایل به ادامه مطلب مراجعه نمایید .

فرمت فایل: word



تعداد صفحات: 140









مقدمه



چگونگی زندگی



مکان زندگی



همسر و فرزند



اعتقاد به مهدویت در ادیان مختلف



احادیث و روایات در خصوص قیام قائم



حجت نا پنهان



انتظار و نظارت های فردی و اجتماعی



مهدی منتظر (ع) و سیر تاریخی



اسلام و زرتشت



مهدویت از دیدگاه دین شناسان و اسلام شناسی غربی



اصالت اعتقاد به ظهور منجی



انتظار ظهور منجی در بین یهودی و نصاری



مسیح های دروغین



انتظار در ادیان غیر اسلامی



اهداف قیام قائم (عج)



اهل سنت و انتظار



ایرانیان و قائم (عج)



اسامی قائم (عج) در ادیان مختلف



ظهور منجی در کتاب های آسمانی دیگر



علائم ظهور



مهدویت و غرب



مهدویت و سینمای هالیوود



آثار و نتایج قیام قائم (عج)



استخاره حضرت قائم (عج)



استغاثه به حضرت قائم (عج)



اصحاب قائم (عج)



انتظار فرج



اوصاف قائم (عج)



اوقات مخصوص قائم (عج)



اسرار غیبت



نتیجه گیری



منابع













بر اساس مقاله بريتانيكا مـهـــــــــدی واژه عربى به معنى شخصى كه به طور الهى هدايت‏شده‏است. و در آخرالزمان‏شناسى اسلامى عبارت است از منجى كه انتظار ظهورش مى‏رود و زمين را از عدالت و برابرى پر خواهد كرد. دين راستين را اعاده خواهد نمود و در طى يك دوره كوتاه طلايى كه هفت، هشت و يا نه سال تا قبل از پايان جهان طول خواهد كشيد، راهنمايى مردم را بر عهده خواهد گرفت. قرآن (كتاب مقدس اسلامى) اشاره‏اى به او ندارد و به هيچ حديث (گفته منسوب به محمد پيامبر، صلى‏الله‏عليه‏وآله) قابل اعتمادى نيز در مورد مهدى نمى‏توان استناد كرد. بسيارى از علماى متعصب سنى اعتقاد به مهدويت را زير سؤال مى‏برند. اما اين اعتقاد، بخش ضرورى اصول عقايد شيعيان مى‏باشد. به نظر مى‏رسد عقيده به مهدى در دوره‏هاى اغتشاش و عدم امنيت مذهبى بر تحولات سياسى اوايل اسلام (قرنهاى هفتم و هشتم ميلادى) رواج يافته باشد. شايد مختار بن‏ابو عبيده ثقفى، رهبر شورش مسلمانان غير عرب در عراق، در سال‏686 م. اولين كسى باشد كه از اين نظريه براى نگهداشتن ياران خود در كنار يكى از پسران على، عليه‏السلام، (داماد پيامبر، صلى‏الله‏عليه‏وآله) به نام محمد بن حنفيه، استفاده كرد. حتى بعد از مرگ محمد بن حنفيه نيز اين اعتقاد ادامه يافت. ابوعبيد [مختار] فكر مى‏كرد كه مهدى يا همان محمد حنفيه زنده مانده است و در معبد خود در حالت پنهانى (غيبت) زندگى مى‏كند. و مجددا ظاهر خواهد شد تا دشمنان خود را نابود كند،در سال 750 م. انقلابيان عباسى از پيشگوييهائى كه در آن هنگام درباره آخرالزمان رايج‏بود، استفاده كردند. اين پيشگوييها مى‏گفت كه مهدى از خراسان كه در مشرق قرار دارد، قيام خواهد كرد و پرچمهاى سياهى را حمل مى‏كند.



پاسخ به اشتباهات و انحرافات: اينك به نحو اجمال و اختصار به پاسخ اشكالات فوق مى‏پردازيم. نويسندگان مقالات مزبور معتقدند: «اسلام دينى نيست كه در آن ظهور منجى انتظار برود و جايى براى مسيح نجاتبخش در آن وجود ندارد».براى پاسخ مى‏گوييم: اسلام دينى است كه اساس تعليمات خود را برتذكرات فطرى پايه گذارى كرده، و از فطرت انسانها به عنوان گنجينه عظيمى از وديعه‏هاى الهى بهره برده و آن را پشتوانه اصول معارفى و تربيتى خود قرار داده است. يكى از اصول غير قابل انكار فطرى كه همواره در طول تاريخ بشرى توسط اديان و مذاهب تكرار شده، موضوع فرارسيدن روز موعودى است كه عموم رسالتهاى آسمانى با همه ابعادشان اجرا شوند و پس از رنجهاى طولانى و نگرانيهاى جا نفرسا، انسانيت مسيرى مطمئن و قرارگاهى مجهز براى تلاشهاى آرمانى خود بيايد.



شهيد "صدر" در اين زمينه مى‏گويد: انتظار آينده‏اى اينچنين ، تنها در درون كسانى كه با پذيرش اديان ، جهان غيب را پذيرفته‏اند راه نيافته ، بلكه به ديگران نيز سرايت كرده است. تا آنجايى كه مى‏توان انعكاس چنين باورى را در مكتبهايى كه جهت‏گيرى اعتقادى شان ، با سر سختى ، وجود غيب و موجودات غيبى را نفى مى‏كند ، مشاهده كرد. براى مثال: در ماترياليسم ديالكتيك كه تاريخ را بر اساس تضادها تفسير مى‏كند نيز روزى مطرح است كه تمامى تضادها از ميان مى‏رود و سازش و آشتى حكمفرما مى‏گردد. بدين سان مى‏بينيم كه تجربه درونى كه بشريت در طول تاريخ در مورد اين احساس داشته، درميان ديگر تجربه‏هاى روحى، از گستردگى و عموميت‏بيشترى برخوردار گرديده است .دين اسلام نيز در عين حال كه به اين احساس روحى همگانى، استوارى مى‏بخشد; با تاكيد بر اين عقيده كه زمين همانگونه كه از ظلم و بيداد پر شود; از عدالت و دادگرى آكنده خواهد گشت، به اين احساس، ارزش عينى بخشيده و جهت فكرى باورمندان به اين اعتقاد را، به سوى ايمانى به آينده روشن، متوجه مى‏سازد. نگاهى به ادبيات مذهبى در اديان الهى و حتى آيينهاى بشرى نشان دهنده اعتقاد ديرينه انسانها به روز موعود است كه در آن عدالت ‏به دست مصلحى جهانى، در سرتاسر آفاق گسترده مى‏شود. تكرار اصل ظهور يك منجى و نياز به آن ، دليلى بر فطرى بودن اين احساس است. اعتقاد به ظهور يك منجى موعود نه فقط در دين مسيحيت ‏بلكه در ديگر اديان الهى و يا حتى آئين‏هاى بشرى مورد بحث و تاكيد قرار گرفته است. به عبارت ديگر اين امر يك اعتقاد فطرى است كه در طول تاريخ بشرى توسط سفيران الهى پيوسته تذكر داده شده است اما ويژگى اسلام به عنوان آخرين دين الهى در اين است كه جزئيات اين امر را نيز مورد بحث قرار مى‏دهد و ريشه‏هاى فطرى بودن عقيده به مهدويت را نيز بيان مى‏كند. محمد بن يعقوب كلينى (م 328 ه.ق) در كافى به اسناد خودش از حمران بن اعين، از ابوحمزه از امام باقر، عليه‏السلام، نقل مى‏كند كه فرمود ": اخذ الله الميثاق على النبيين و قال الست‏بربكم؟ قالوا بلى و ان هذا محمدا رسولى و ان عليا اميرالمؤمنين و الاوصياء من بعده، عليهم‏السلام، و لاة امرى و خزان علمى و ان المهدى، عليه‏السلام، انتصر به لدينى و اظهر به دولتى و انتقم به من اعدائى و اعبد به طوعا و كرها قالوا اقررنا ربنا و شهدنا " : خداوند از پيامبران ميثاق و پيمان گرفت و فرمود: آيا من پروردگار (مالك) شما نيستم؟ گفتند آرى ، سپس فرمود و اينكه اين محمد، صلى‏الله‏عليه‏وآله، رسول من است و على، عليه‏السلام، اميرالمؤمنين و جانشينان بعد از او، عليهم‏السلام، ولى امر من (و اولى به تصرف) و خزانه داران علم من هستند و همانا بوسيله مهدى ، عليه‏السلام ، دين خود را يارى مى‏كنم و دولت‏خود را توسط او نمايان مى‏سازم، و با او از دشمنانم انتقام مى‏گيرم و بوسيله او با گردن نهادن يا اكراه، پرستيده مى‏شوم. گفتند اى پروردگار ما ، اقرار كرديم و گواه هستيم. اين روايت نشان مى‏دهد در عوالم قبل از اين عالم هنگامى كه خداوند ميثاق توحيد را از پيامبران اخذ مى‏كرد، ميثاق ولايت چهارده معصوم را نيز از آنها اخذ كرد. اين اخذ ميثاق در روايتهاى متعددى در مورد تمام انسانها وارد شده است .نويسنده مقالات بريتانيكا در مورد مهدى (ع) ادعا كرده است كه عقيده به مهدى در دوره‏هاى اغتشاش و عدم امنيت مذهبى و تحولات سياسى اوايل اسلام (قرن‏هاى هفتم هشتم ميلادى) رواج يافته است